خرید بک لینک
بگذار حالا که پاییز در حال به یغما رفتن است. بنویسم از حسرت نارنجیهای محبوبم. سرد بود اما ذغالهای قرمز و خاکستری بوی پاییز میداد. صدای آب میآمد و باد بین درختها میچرخید و میرقصید و میرفت. برگ که دل به باد داد، رفتنش را تاب نیاورد و خودش را به دستهای سرد باد سپرد. این عشق زیادی بزرگ بود. برگ به دستان یخ زدهی من رسید. با این پاییز از دست رفته چه کنم؟ این عکسو خودم گرفتم و ادیت کردم. :) . به نظرتون میشه به هنر عکاسیم اعتماد کرد؟ فرزانه بختیاری

برچسب: نویسنده: هیراد شریعتی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 20:34

صفحه بندی